الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : مسلم خاطرى )

31

دجال البصرة ( دجال بصره ) ( فارسى )

اعتراف ناخواسته به همكارى با اطلاعات صدام ! نام او احمد اسماعيل از روستاى همبوشى در منطقه هُوَير از توابع استان بصره است . او از يك خانواده فقير از بنى السليمى است كه به قبيله صيامره بازميگردند . او نيز همچون ضياء قرعاوى و حيدر مشتت ، كم و سن و سال و متولد همان سال‌هاست . احمد در سال 1988 از دانشكده مهندسى شهرى در بصره فارغ‌التحصيل شد ، اما در رشته خودش مشغول به كار نشد ، بلكه نجف رفت و با حيدر مشتت و قرعاوى و امثال آنان رفاقت كرد ، كسانى كه به سيد محمدصادق صدر نزديك بوده و ادعا مي‌كردند كه شاگردان ويژه او هستند . دوستان قرعاوى اعتراف كردند كه او در آن زمان ، نيروى استخبارات صدام در بخش امور حوزه بوده است . احمد اسماعيل نيز از همان تاريخ نيروى استخبارات بوده و در نادانى او همين بس كه خودش را لو داده و اعتراف كرد كه نيروى استخبارات بوده است ! او براى اينكه اثبات كند داراى كرامت است ، كتابى به نام كرامات و غيبيات منتشر كرد و در صفحه 27 از آن كتاب ادعا مي‌كند كه چند ماه قبل از قتل سيد محمدصادق صدر ، از اين قضيه باخبر بوده است ؛ سپس در روز جمعه شهادت سيد ، اين قضيه را با دوستانش در ميان مي‌گذارد اما تا عصر خبرى نمي‌شود . طلاب از احمد مي‌پرسند : كجاست آن قتلى كه مي‌گويي ؟ او نيز در جواب مي‌گويد : اگر خدا بخواهد خير است ! و او همچنان منتظر وقوع چيزى بود كه خدا به او خبر داده بود ، آن روز طولانى شد تا اينكه شب فرارسيد و آنچه خدايش به او خبر داده بود اتفاق افتاد ! اگر خداوند متعال او را از اين قتل آگاه كرده بود ، چرا اين خبر را به سيد و